Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۱۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نرنجم گر به بالینم مسیحا دیر می آید
۲
که می داند بر بیمار از جان سیر می آید
۳
هوس هم جوش عشق آمد، وه چه ظلم است این
۴
که روباه مزور همعنان شیر می آیذ
۵
شهنشاهی به ملک دلبری در ترکتاز آمد
۶
... ز نور حسنش مهر و مه زیر می آید
۷
نمکسایی کن ای عشق از برای زخم بیدردان
۸
که زخم با نمک سود از دیم شمشیر می آید
۹
منم آن مست ای عرفی، کز لب شیون تراز من
۱۰
ترنم زود می رنجد، تبسم دیر می آید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.