Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۱۷۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تشنه ام رطل گران خواهم گزید
۲
آتش آتش نشان خواهم گزید
۳
جنت ار عرض متاع خود دهد
۴
انتعاش ابلهان خواهم گزید
۵
گر به خون خوردن دهندم اختیار
۶
خون گنج شایگان خواهم گزید
۷
نفس اگر یوسف شود نیکو بود
۸
گرگ را یوسف به جان خواهم گزید
۹
گفته بودم چون بدین در شه شوم
۱۰
برتر از ملک کیان خواهم گزید
۱۱
آنچه بگزینم بگیرند ار ز من
۱۲
آنچه بستانم از آن خواهم گزید
۱۳
این ندانستم که از بخت زبون
۱۴
آنچه عرفی خواهد، آن خواهم گزید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.