غزل شمارهٔ ۱۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر دَرِ عشق زنی تاب ملامت باید
۲
دل آمادهٔ آشوب قیامت باید
۳
در قبول نظر عشق هزاران شرط است
۴
اول از عافیت رفته ندامت باید
۵
تا به کی شاهد معنی بکشد بند نقاب
۶
عمر ها بر در اندیشه اقامت باید
۷
حسن سلمی ز تماشاگه هر بوالهوس است
۸
چشمی از دیدن جز وِی به سلامت باید
۹
طاقت سایه نداریم، چه اندیشه کنیم
۱۰
پنجه در پنجهٔ خورشید قیامت باید
۱۱
عرفی از رمز ملامت نشود دعوی عشق
۱۲
همه صاحب نظرانیم، علامت باید