غزل شمارهٔ ۱۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عصمت از لعل لبت گرد هوس می گردد
۲
فتنه مفروش که سیمرغ مگس می گردد
۳
در بهاران همه کس همدم مرغ چمن اند
۴
دل من هم نفس مرغ قفس می گردد
۵
ناله ای می کشم از درد تو گاهی، لیکن
۶
تا به لب می رسد، از ضعف نفس می گردد
۷
بندهء عشقم و آیین دیارش، کانجا
۸
در به در شعله به دنبالهٔ خس می گردد
۹
از قبول است، نه از حیله، که عرفی همه شب
۱۰
می کشد باده و همراه عسس می گردد