Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۱۸۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر چه راه به عیب تو کس عیان نبرد
۲
گمان مبر که به عیب تو کس گمان نبرد
۳
ز مکر نفس حذرکن، که هیچ کس حرفی
۴
نیاورد که دو صد گوهر از میان نبرد
۵
ترحمی که به بستر فتاده چشمهٔ خور
۶
چنانکه برگ گلش زنند جان نبرد
۷
جهان مهر و وفا را فدا شوم ، که در او
۸
کسی گمان عداوت به آسمان نبرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.