غزل شمارهٔ ۱۹۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آه ازین دل کز گریبان غمی سر بر نزد
۲
صد مصیبت رفت و دست شیونی بر سر نزد
۳
با وجود آن که زهر بی غمی نوشیده ام
۴
زهر خندی بر مزاج عافیت پرور نزد
۵
با چنین غوغا که در این بزم شورانگیز بود
۶
شیشه ای نشکست و سنگی بر سر ساغر نزد
۷
در چنین بزمی که یک پروانه دارد صد چراغ
۸
با همه پروانگی گرد چراغی پر نزد
۹
وقت عرفی خوش که چون نگشودند در بر رخش
۱۰
بر در نگشوده ساکن شد، در دیگر نزد