غزل شمارهٔ ۲۱۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زندانی شوق تو به گلزار نگنجد
۲
جز در قفس مرغ گرفتار نگنجد
۳
در دست ریا باده کشان تا در کعبه
۴
بگذشته میانی که به زنار نگنجد
۵
هرذره نه شایسهٔ طوف حرم اوست
۶
خورشید در این سایهٔ دیوار نگنجد
۷
فریاد که غم های تودر سینهٔ تنگم
۸
اندک نبود لایق و بسیار نگنجد
۹
ای عافیت آموز مشو همدم عرفی
۱۰
در صحبت اوجز دل بیمار نگنجد