غزل شمارهٔ ۲۳۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
برهمن کی ره اسلام از بیم و ستم گیرد
۲
بهل تا سوی دیر آید، اجازت از صنم گیرد
۳
طواف کعبه کردم با دل پر آتش و ترسم
۴
که ناگه شعله در بال مرغان حرم گیرد
۵
اگر آزاد گردد دل ز سوز آتش دوزخ
۶
ز صد دریای آتش ، آفت یک شعله کم گیرد
۷
ز آه سرد زاهد تیره گشت آیینهٔ ایمان
۸
دلا عکسی بیفکن تا فروغ جام جم گیرد
۹
خیال چشم اوچون با خود ازعالم برد عرفی
۱۰
هزاران فتنه و آشوب در شهر عدم گیرد