غزل شمارهٔ ۲۴۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چون سنگ وفا به دست گیرد
۲
بس شیشهٔ دل شکست گیرد
۳
بد مست شدم ، مگو که واعظ
۴
آهنگ ترانه پست گیرد
۵
از محتسب آمد این که در خلد
۶
مستم ز می الست گیرد
۷
ما را چه زیان که بهر خود شیخ
۸
آن نامه که نیست هست گیرد
۹
می داغ شود دمی که عرفی
۱۰
پیمانهٔ خود به دست گیرد