Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۲۴۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن را که مراد حال باشد
۲
کی رغبت قیل و قال باشد
۳
آن جرعه که دُرد شکوه دارد
۴
در ساغر من زلال باشد
۵
از شغل غمی که گفتنی نیست
۶
گویم به تو گر محال باشد
۷
هر نفس که در بهشت بینم
۸
در کارگه خیال باشد
۹
نقشی که نظاره بر نتابد
۱۰
می جویم و آن وصال باشد
۱۱
چون کینه ز طبع دوستانت
۱۲
مهر از دل او محال باشد
۱۳
عمر تو که عید زندگانیست
۱۴
آرایش ماه و سال باشد
۱۵
گفتی گله کرده ای ز جورم
۱۶
بهتان چنین ملال باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.