غزل شمارهٔ ۲۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مقیم کعبه که عیب شرابخانه کند
۲
به این بهانه حدیث می مغانه کند
۳
دلم چکونه نتازد به صیدگاه کسی
۴
که شوق ناوک او کار تازیانه کند
۵
ستم فروش درآ، در زمانه، باک مدار
۶
که خوش معاملگی بیشتر زمانه کند
۷
شکوه عشق نگه کن ، که موی مجنون را
۸
فلک به شعشعهٔ آفتاب شانه کند
۹
کسی که خاک درت را کند چو سرمه به چشم
۱۰
ببین چه بی ادبی ها به آستانه کند
۱۱
جحیم با همه اسباب سوختن ، عرفی
۱۲
ز برق شمع تو دریوزهٔ زبانه کند