غزل شمارهٔ ۲۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز صوت بلبل اندر بوستان فرزانه می گرید
۲
جنون مست از نوای جغد در ویرانه می گرید
۳
در این ماتم سرا، با مصلحت دانی مصاحب شو
۴
که در بازار می خندد، و (هم) در خانه می گرید
۵
شراب های های گریه ام، ساقی قدح می کن
۶
که عاشق بی قدح می گرید و مستانه می گرید
۷
ز اشکش بسترم تر شد، ولی از ناز و استغنا
۸
بدان ماند که بر بیگانهٔ بیگانه می گرید
۹
کجا در روز محنت غمگسار کس شود، عرفی
۱۰
که می گرید به روز خویش و بی دردانه می گرید