Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۲۹۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به رغم توبهٔ من چون لبت پیاله بنوشد
۲
به روی گرم تو ساقی، که خون توبه نجوشد
۳
بهای گوهر یوسف، کسی خود او نشناسد
۴
همان به است که او را کسی به او نفروشد
۵
کسی به بندگی آرد، که در شمایل طاعت
۶
در بهشت ببندد و به روی خویش نپوشد
۷
غبار کوچهٔ راحت به دامنش ننشیند
۸
لباس درد تو بر هر که روزگار بپوشد
۹
نگویمت که مزن تیغ جور بر دل عرفی
۱۰
رضا بده که پس از مرگ در لحد بخروشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.