غزل شمارهٔ ۲۹۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دلم ز گوشهٔ گلخن به طوف باغ آمد
۲
مگر خزان شده وقت نوای زاغ آمد
۳
به بلبلان چمن بعد از این که گوش کند
۴
که عندلیب قفس دیده ای به باغ آمد
۵
دلیل خانه سیاهی آفتاب این بس
۶
که آفتاب در این خانه با چراغ آمد
۷
مگر وظیفهٔ عرفی نداده باده فروش
۸
که سوی صومعه مخمور و بی دماغ آمد