Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۳۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون با من در سخن آن لعل آتشناک خواهد شد
۲
به کامم هر چه زهر است از لبش تریاک خواهد شد
۳
هجوم عاشقان در کوی او افزود و خوشحالم
۴
کزین پس در هلاک دوستان بی باک خواهد شد
۵
چه غم گر دامن پاکت به خونم گردد آلوده
۶
که فردا هم به آب دیدهٔ من پاک خواهد شد
۷
نی ام نومید اگر دستم بود کوته ز دامانش
۸
چو می دانم که در جولانگه او خاک خواهد شد
۹
ز مست افتادنم در مسجد، ای زاهد، مشو رنجه
۱۰
که صحن مسجدت فردا زمین تاک خواهد شد
۱۱
چه چاک پیرهن می دوزی ای زاهد، وزین غافل
۱۲
که تا دامن گریبان کفن هم چاک خواهد شد
۱۳
شود سودای پا بوس تو افزون در سر عرفی
۱۴
درین زودی همانا بستهٔ فتراک خواهد شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.