غزل شمارهٔ ۳۳۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر نیم قطره ز دهان سبو چکد
۲
بال فرشته فرش کنم که بر او چکد
۳
امید را بکُش، به نهانی، که تا ابد
۴
اشگ مصیبت از مژهٔ آرزو چکد
۵
بعد از هلاک گر بفشارند خاک من
۶
هم خون دل تراود و هم آبرو چکد
۷
آن تشنگی به عشق فروشم که تا ابد
۸
آب حیات از دم شمشیر او چکد
۹
عرفی درآ به نوحه که بسیار بی غمم
۱۰
باشد ز دیده قطرهٔ اشکی فرو چکد