غزل شمارهٔ ۳۴۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیا ای بخت سرگردان نشینید
۲
به زیر سایهٔ سرو و گل و بید
۳
که در باغی فروچیدیم محفل
۴
که در وی عندلیبی کرد ناهید
۵
کدامین باغ؟ باغ وصل دلدار
۶
که آبش می رود در جام جمشید
۷
زهی باغی که برگ لالهٔ او
۸
زند سیلی به حسن ماه و خورشید
۹
از آن دم کآستین زد بر دماغم
۱۰
نسیم این بهشت عیش جاوید
۱۱
دل و جان هر دم از هم می ربایند
۱۲
قبول منت و تاثیر امید