غزل شمارهٔ ۳۴۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
۲
زاغان هوس را، مگس خوان تو یابند
۳
ای گل ز صبا راه بگردان که مبادا
۴
مرغان به نسیمش ره بستان تو یابند
۵
باید که رسد جان به لب خضر و مسیحا
۶
تا قطرهٔ از چشمهٔ حیوان تو یابند
۷
آن فتنه که در خون کشد آشوب قیامت
۸
در سلسلهٔ زلف پریشان تو یابند
۹
چون شعر تو عرفی نگزینند؟ که عالی است
۱۰
هر بیت که در صفحهٔ دیوان تو یابند