زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۸۵۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون
۲
خرابات قدیم است آن و تو نو آمده اکنون
۳
نباشد مرغ خودبین را به باغ بیخودان پروا
۴
نشد مجنون آن لیلی به جز لیلی صد مجنون
۵
هزاران مجلس است آن سو و این مجلس از آن سوتر
۶
که این بی‌چونتر است اندر میان عالم بی‌چون
۷
ببین جان‌های آن شیران در آن بیشه ز اجل لرزان
۸
کز آن شیر اجل شیران نمی‌میزند الا خون
۹
بسی سیمرغ ربانی که تسبیحش اناالحق شد
۱۰
بسوزد پر و بال او اگر یک پر زند آن سون
۱۱
وزیر و حاجب و محمود ایازی را شده چاکر
۱۲
که آن جا کو قدم دارد بود سرهای مردان دون
۱۳
تو معذوری در انکارت که آن جا می شود حیران
۱۴
جنید و شیخ بسطامی شقیق و کرخی و ذاالنون
۱۵
ازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جان
۱۶
مگر کان آفتاب از خود برآید سوی این هامون
۱۷
مگر هم لطف شمس الدین تبریزیت برهاند
۱۸
وگر نی این غزل می خوان و بر خود می دم این افسون

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

خرابات

به‌کارگیری نماد ← خرابات

Matched curated alias: خرابات; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira