زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۳۶۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر
۲
هر چه در معرض باد آمده گو باد ببر
۳
عدل کسری چه کند با فلک و قدرت جم
۴
شکوهٔ کز تو کسی نشنود از یاد ببر
۵
خسرو آوردی و بستیش در قصر بر او
۶
باز گرد ای فلک و مژده به فرهاد ببر
۷
ساقیا دختر رز منتظر مقدم ماست
۸
بنشانش به سر حجله و داماد ببر
۹
گر دلت مرده بگویم که چه کن؟ ماتم گیر!
۱۰
نام دل بر اثر ناله و فریاد ببر
۱۱
تا کی ای دل ز من افسانهٔ غم گوش کنی
۱۲
شکوه ای پیش کسی از من ناشاد ببر
۱۳
بهتر از شرم گناه است نبخشیدن جرم
۱۴
تو مرا عفو مکن، جرم من از یاد ببر
۱۵
عرفی اندیشه مرنچان چو تو نتوانی دید
۱۶
که همان شعر تر و نام تر از یاد ببر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.