زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۳۶۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر
۲
که شاید در حریم سینه بفریبد غمی دیگر
۳
چو گردم تنگدل شرح غمت هم با غمت گویم
۴
که در شرع محبت کفر باشد محرمی دیگر
۵
هم از غم تنگدل گشتم هم از شادی، که را خوانم
۶
که بنماید دلم را ره به سوی عالمی دیگر
۷
گهی گردد عرقناک از حیا، گاهی ز می، هر دم
۸
گلستان جمالش تازه دارد شبنمی دیگر
۹
شهید غمزهٔ او نیستم، حسرت به تیغم زد
۱۰
بهل ای همدم این شیون، به پا کن ماتمی دیگر
۱۱
قدم چون رنجه فرمودی به بالینم، مرو در دم
۱۲
به غایت مشرفم بر مرگ، بنشین یک دمی دیگر
۱۳
مشو ایمن گرت بر مسند جم دهر بنشاند
۱۴
که هر دو روز گردد مسند آرای غمی دیگر
۱۵
کفن شویم به خون دیده، نی در چشمهٔ زمزم
۱۶
پرستار صنم را هست، عرفی، زمزمی دیگر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.