زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۰۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر که از خون ریز من آلوده گردد دامنش
۲
عذر ننگ این عمل در عهدهٔ شکر منش
۳
خست از اندازه بیرون می برد دهر خسیس
۴
آتشی بینم که می گردد به گرد دامنش
۵
... باغبان گلشن جنت شود
۶
... آسودگی در گلشنش
۷
در محبت زندگی را با شهادت جنگ نیست
۸
دیده ای باید که بیند خون من در گردنش
۹
وه چه صیادی که هر صیدی که زخمی از تو یافت
۱۰
سر به دنبال تو دارد، تا بود جان در تنش
۱۱
خلوتی کز نور شمع ما به حسن اندوده شد
۱۲
کوتهی دارد کمند آفتاب از روزنش
۱۳
عرفی آن تر دامنی دارد که هنگام عذاب
۱۴
آتش دوزخ بمیرد گر فشاری دامنش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.