غزل شمارهٔ ۴۰۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جان می رود ای اشک ز دنباله روان باش
۲
وی ناله تو هم چند قدم پیرو جان باش
۳
ای شوق درافشای غمم این چه شتاب است
۴
کو راز من غمزده یک چند نهان باش
۵
می آید و می بارد ازو ناز و تعافل
۶
ای دیدهٔ امید به حسرت نگران باش
۷
مستانه پی سوختن جان و دل آمد
۸
ای دل همه طاقت شو و ای تن همه جان باش
۹
عرفی مشو آزرده هنوز اول صلح است
۱۰
گو عشوه همان، غمزه همان، ناز همان باش
