زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۰۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به عمرها ننهم پا برون ز خانهٔ خویش
۲
نگاهبان خودم من بر آستانهٔ خویش
۳
به هر طریق که بگذشته بی تاسف نیست
۴
به سوز و داغ دی و عشرت شبانهٔ خویش
۵
در آن دیار دلم کرده خو به بد مستی
۶
که محتسب کند از شعله تازیانهٔ خویش
۷
ز مشکلات محبت نیفکنم دامی
۸
که مرغ عقل نسازد به آب و دانهٔ خویش
۹
نهفته سر دهم از دیده سیل خون، که مباد
۱۰
غم زمانه برد جدولی به خانهٔ خویش
۱۱
در این مکوش که آید دلت به جان، عرفی
۱۲
که مرغ شوق بخوابد در آشیانهٔ خویش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.