قاآنی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن نه رویست که یک باغ‌ گل و نسرینست
۲
وان نه خالست که یک چرخ مه و پروینست
۳
شادیی راکه غمی هست ز پی شادی نیست
۴
شادمان حالی ازینم که دلم غمگینست
۵
مگس آنجا که لب تست‌‌ گریزد ز شکر
۶
تلخش آید شکر از بس که لبت شیرینست
۷
عاشقان خستهٔ مژگان دو چشم سیهند
۸
زخم آن قوم نه از تیغ و نه از زوبینست
۹
چون خرامی تو خلایق همه گویند بهم
۱۰
آن بهشتی که خدا وعده نمودست اینست
۱۱
بت من چین به جبین دارد و حیرانم ازین
۱۲
که بود چین به صنم یا که صنم در چینست
۱۳
حور گویند نزاید بچه باور نکنم
۱۴
کیست آن مه نه اگر بچهٔ حورالعینست
۱۵
ای که گویی که ترا دینی و آیینی نیست
۱۶
عاشقی دین من و مهر بتان آیینست
۱۷
گفتم اول چو کبوتر کنمش زود شکار
۱۸
دیدم آخرکه کبوتر منم او شاهینست
۱۹
ای که گفتی که چرا دین به نکویان دادی
۲۰
اولین تحفهٔ عشاق به خوبان دینست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.