غزل شمارهٔ ۱۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زندهٔ جاوید کیست کشتهٔ شمشیر دوست
۲
دل که مرا در برست به که به زنجیر دوست
۳
دیده عزیزم ولی یار چو گیرد کمان
۴
دیده سپر بایدم کرد بر تیر دوست
۵
پای به میدان عشق گر بنهی بنگری
۶
مردم آزاده را رشک به نخجیر دوست
۷
در همه عالم دلی رسته نبینی ز بند
۸
صید گر اینسان کند زلف گرهگیر دوست
۹
گردن تسلیم پیش آور قاآنیا
۱۰
ور سر و جان میرود در سر تقدیر دوست