قاآنی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل تو خاره و جسمت حریر را ماند
۲
رخت ستاره و زلفت عبیر را ماند
۳
رخم چو زلف تو پرچین شدست و شادم ازین
۴
که موی یار جوان روی پیر را ماند
۵
چنین که روی تو در شام زلف جلوه کند
۶
مسلمست که ماه منیر را ماند
۷
بدین صفت که سر افکنده زلف پیش رخت
۸
ستاده پیش توانگر فقیر را ماند
۹
تو شاه لشکر حسنی و سینه و دل من
۱۰
به بارگاه تو طبل و نفیر را ماند
۱۱
چسان ز دست غمت صید دل خلاص شود
۱۲
که مژه‌های تو یک جعبه تیر را ماند
۱۳
سریر عاج که گویند داشت خسرو هند
۱۴
سرین سیمبران آن سریر را ماند
۱۵
ز خندهٔ گل و از رقص سرو معلومست
۱۶
که باد صبح به بستان بشیر را ماند
۱۷
ز بس در آن تن نازک فرو رود انگشت
۱۸
گمان بری که سراپا خمیر را ماند
۱۹
لطیفه‌های وی از بس که چرب و شیرینست
۲۰
اگر غلط نکنم شهد و شیر را ماند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.