قاآنی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هرکس به هوای جان گرفتار
۲
ما بی تو ز جان خویش بیزار
۳
جا بی‌ تو کنم به خلد هیهات
۴
دل بی‌تو نهم به عیش زنهار
۵
جان بی‌تو به پیکرم بود تنگ
۶
سر بی‌تو به گردنم بود بار
۷
دلهای گشاده از غمت تنگ
۸
جان‌های عزیز در رهت خوار
۹
ابروی تو بر سرم کشد تیغ
۱۰
مژگان تو بر دلم زند خار
۱۱
ای تازه جوان که چون جوانی
۱۲
رفتی و نیامدی دگربار
۱۳
در سایهٔ زلف خط و خالت
۱۴
مانند به شبروان عیار
۱۵
در هند شنیده‌ام که طوطی
۱۶
شکر شکنست و سرخ منقار
۱۷
زانسان که خطت به سایهٔ زلف
۱۸
پیرامن آن لب شکربار
۱۹
زلفست فراز قدت آری
۲۰
بر سرو بن آشیان کند مار
۲۱
کویت به نگارخانه ماند
۲۲
از حیرت طالبان دیدار

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.