قاآنی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نامدی دوش و دلم تنگ شد از تنهایی
۲
چه شود کز دلم امروز گره بگشایی
۳
ور تو آیی نشود چارهٔ تنهایی من
۴
که من از خوبش روم چون‌ تو ز در بازآیی
۵
کاش از مادر آن ترک بپرسند که تو
۶
گر نیی از پریان از چه پری می‌زایی
۷
شاه بایدکه خراج شکر از وی گیرد
۸
که دکان بسته ز شرم لب او حلوایی
۹
تو بهل غالیه بر موی تو خود را ساید
۱۰
تو به مو غالیه اینقدر چرا می‌سایی
۱۱
چه خلافست ندانم که میان من و تست
۱۲
کانچه بر مهر فزایم تو به جور افزایی
۱۳
بعد ازین در صفت حسن تو خاموش شوم
۱۴
زانکه در وصف تو گشتم خجل از‌گویایی
۱۵
درفشانی تو قاآنیم از دست ببرد
۱۶
آدمی در نفشاند تو مگر دریایی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.