ترجیع بند
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جشن محمودیست ساقی خیز تا ساغر زنیم
۲
ساغری ننهاده از کف ساغر دیگر زنیم
۳
چیست ساغر خم چه تاب آرد به کشتی ده شراب
۴
تا به طوفان پشتپا چون نوح پیغمبر زنیم
۵
نینی از کشتی چه خیزد ظرف می دریا خوشست
۶
تا در آن دریا سراپا غوطه چون لنگر زنیم
۷
ساقیان برکف میی چون جوهر دانش لطیف
۸
دانشی مَردیم ما باید دم از جوهر زنیم
۹
گنج بادآور ز هرسو بسته رقاصان به پشت
۱۰
ما تهیدستان بیا بر گنج بادآور زنیم
۱۱
ناصرالدین شاه را محمود شد نایب مناب
۱۲
وقت آن آمد که آتش در بت و بتگر زنیم
۱۳
ناصر دینست شه برخیز تا محمود وار
۱۴
سومنات کفر را آتش به بوم و بر زنیم
۱۵
تا به بزم شه ز بهر تهنیت یابیم بار
۱۶
خرگه از هشتم فلک باید که بالاتر زنیم
۱۷
بزم شه عرشست آنگه ما در او جوییم بار
۱۸
کز جلالت پشت پا بر چرخ پر اختر زنیم
۱۹
عاقبت محمود بادا ناصرالدین شاه را
۲۰
کز ملک محمود زیب افزود تاج و گاه را
۲۱
جشن سلطانیست ما امروز می خواهیم خورد
۲۲
عیش هی خواهیم کرد و باده هی خواهیم خورد
۲۳
مژده داد از جشن شاهنشه چو پیک نیک پی
۲۴
می به فرخ روی پیک نیک پی خواهیم خورد
۲۵
چون بود شاهنشه ما یادگار جمّ و کی
۲۶
می به جشن یادگار جم و کی خواهیم خورد
۲۷
تا درین نیلی خم از مستی دراندازیم شور
۲۸
سر به سر خمخانهای ملک ری خواهیم خورد
۲۹
ساغر و چنگ و دف و کف دمبدم خواهیم زد
۳۰
شیر و شهد و شکر و می پی به پی خواهیم خورد
۳۱
ما نهتنها می به یاد جشن سلطان میخوریم
۳۲
کآب کوثر هم به یاد روی وی خواهیم خورد
۳۳
دی بود اکنون و می نوشیم تا آید بهار
۳۴
چون بهار آید علی اللّه تا به دی خواهیم خورد
۳۵
جانشین محمود غازی کی نشین بالای تخت
۳۶
گر نباید خورد می امروز کی خواهیم خورد
۳۷
گر به یاد آن ملک محمود می خوردی ایاز
۳۸
ما به یاد این ملک محمود می خواهیم خورد
۳۹
عاقبت محمود بادا ناصرالدین شاه را
۴۰
کز ملک محمود زیب افزود تاج و گاه را
۴۱
ملک ری را باز از آیینه آیین بستهاند
۴۲
یا ملایک عرش را از نور آذین بستهاند
۴۳
طاق تو پرتوی رنگارنگ چون قوس قزح
۴۴
خلق بر هر منظری با اطلس چین بستهاند
۴۵
هرشب از سیمین رسن آویخته قندیلها
۴۶
بر مجرهٔ چرخ گویی ماه و پروین بستهاند
۴۷
زلف مشکین از دو سوی افکنده رقاصان به دوش
۴۸
از بر یک آفرین گویی دو نفرین بستهاند
۴۹
یا دو مشکین مار بر یک شاخ گل پیچیدهاند
۵۰
یا دو حرز از کفر بر بازوی یک دین بستهاند
۵۱
خاطبان عالم بالا عروس ملک را
۵۲
عقد جاویدان برای ناصرالدین بستهاند
۵۳
هشت باغ خلد را با هفت اقلیم جهان
۵۴
در قبالهٔ نوعروسش شرط کابین بستهاند
۵۵
شه چو بخت خویش دارد کودکی محمود نام
۵۶
کآفتاب آسایش اندر مهد زرّین بستهاند
۵۷
جانشین شه شود امروز اندر تهنیت
۵۸
طبع و کلکم بین چسان این شعر شیرین بستهاند
۵۹
عاقبت محمود بادا ناصرالدین شاه را
۶۰
کز ملک محمود زیب افزود تاج و گاه را
۶۱
ساقیا می ده که می در جسم جان میپرورد
۶۲
قالب خاکی چه باشد کاسمان میپرورد
۶۳
باده گویی از دم روحالقدس دارد نژاد
۶۴
زانکه در تن دم به دم روح روان میپرورد
۶۵
ناشده از لب فرو پیدا شود رنگش ز چشم
۶۶
لالهای بین کاو به نرگس ارغوان میپرورد
۶۷
می شفیع ماست پنداری که با چندین گناه
۶۸
در دل و جانمان بهشت جاودان میپرورد
۶۹
همچو خم صاحبدلی باید که داند این سخن
۷۰
کانکه گل را گل کند دل را همان میپرورد
۷۱
راست گویم بر خم می سجده میبایست کرد
۷۲
زانکه در یکمشت گل یک مُلک جان میپرورد
۷۳
وصف می زین به نیارم کرد کاندر مدح شاه
۷۴
در زبان چون منی نطق و بیان میپرورد
۷۵
ناصرالدین شه که دایه رأفتش در مهد ملک
۷۶
کودکی شیراوژن و ملکتستان میپرورد
۷۷
یک جهان جانست جود شه ز بهر خاص و عام
۷۸
حبذا جودی که جان یک جهان میپرورد
۷۹
عاقبت محمود بادا ناصرالدین شاه را
۸۰
کز ملک محمود زیب افزود تاج و گاه را
۸۱
توپهای خسروانی اینک آوا می کنند
۸۲
رعد و برق و ابر خیزد چون دهان وا میکنند
۸۳
بر زمین از آسمان آید مدام آواز رعد
۸۴
توپها نک برخلاف رعد آوا میکنند
۸۵
از زمین هرّایشان هردم رود زی آسمان
۸۶
گوش گردون کر شود هر دم که هرّا میکنند
۸۷
درگلوشان مار سرخ و در شکم مور سیاه
۸۸
طرفه مار و مور بین کاهنگ اعدا می کنند
۸۹
بنگر آن زنبورهها کز برق آتش هر زمان
۹۰
همچو زنبوران خونآلوده غوغا می کنند
۹۱
هرطرف جشنیست برپا چیست باعث خلق را
۹۲
کاین همه رقص و طرب در باغ و صحرا می کنند
۹۳
سیم و زر هرسو به دامن میبرند از گنج شاه
۹۴
جود شه فرموده با خود خلق یغما کنند
۹۵
آن چه کوه است این که رقاصان مجلس گاه رقص
۹۶
چون مدار اخترانش زیر و بالا می کنند
۹۷
جشن محمود است زان رو چون سر زلف ایاز
۹۸
مشک میپاشند و صحن بزم بویا می کنند
۹۹
عاقبت محمود بادا ناصرالدین شاه را
۱۰۰
کز ملک محمود زیب افزود تاج و گاه را
۱۰۱
تاج مینازدکه نیکو تاجداری یافتم
۱۰۲
ملک میبالدکه فرخ شهریاری یافتم
۱۰۳
نصرت از وجد و طرب در رقص کز بازوی شاه
۱۰۴
کاخ دولت را ستون استواری یافتم
۱۰۵
نخل ملکت در نماکز برگ ریز حادثات
۱۰۶
خشکبودم تازه گشتم خوش بهاری یافتم
۱۰۷
خاک ابران در طرب کز موج طوفان فتن
۱۰۸
بس تلاطم داشتم اکنون قراری یافتم
۱۰۹
ملک شهنازان که بودم در بلا و اضطراب
۱۱۰
ایمنم تا چون اتابک پیشکاری یافتم
۱۱۱
شاهباز همت شه هفت کشورکرد صید
۱۱۲
باز میگوید که بس کوچک شکاری یافتم
۱۱۳
تیغ خسرو خنده زن کز خون بدخواهان ملک
۱۱۴
از پی مستی شراب بیخماری یافتم
۱۱۵
لعل خندان کز تف خورشد عمری سوختم
۱۱۶
تا ز فر افسر شه اعتباری یافتم
۱۱۷
رخش شاهنشه ز وجد و شوق هردم شیهه زن
۱۱۸
کز نژاد شاه نیکو شهسواری یافتم
۱۱۹
عاقبت محمود بادا ناصرالدین شاه را
۱۲۰
کز ملک محمود زیب افزود تاج و گاه را
۱۲۱
بر فراز تخت شاهنشه مکان دارد همی
۱۲۲
مهر را ماند که جا بر آسمان دارد همی
۱۲۳
از نشاط آن که شه بنشست بر بالای آن
۱۲۴
بس که بالد تخت گویی تخت جان دارد همی
۱۲۵
تهنیت گویند از بس شاه را از هرکران
۱۲۶
خاک و خشت ملک ری گویی زبان دارد همی
۱۲۷
بس که می رقصد زمین از خوشدلی در زیر پای
۱۲۸
جمله اجزای زمین گویی روان دارد همی
۱۲۹
شاه عمر جاودانست از برای شخص ملک
۱۳۰
ملک از آن نازد که عمر جاودان دارد همی
۱۳۱
کودک مهد ار ولیعهد شهنشه شد چه باک
۱۳۲
بخت شه طفلست و فرمان بر جهان دارد همی
۱۳۳
بچهٔ شیرست پنداری ملک محمود از آنک
۱۳۴
شیرخوارست و دل شیر ژیان دارد همی
۱۳۵
در کمانهٔ مهد هر ساعت کند انگشت خویش
۱۳۶
بس که عزم بازی تیر و کمان دارد همی
۱۳۷
ابر و مژگان خود را دست مالد هر زمان
۱۳۸
بس که در دل شوق شمشیر و سنان دارد همی
۱۳۹
عاقبت محمود بادا ناصرالدین شاه را
۱۴۰
کز ملک محمود زیب افزود تاج و گاه را
۱۴۱
شاه ما را بخت سعد و اختر مسعود باد
۱۴۲
اختر مسعود او را فرّ نامعدود باد
۱۴۳
آرزوهایی که هریک هست افزون از دو کون
۱۴۴
بر زبان ناورده پیشش حاضر و موجود باد
۱۴۵
از وجودش جان بود خرسند و از جودش جهان
۱۴۶
یک جهان جان خاک راه این وجود و جود باد
۱۴۷
بر در معبود چون شاهان به طاعت صف کشند
۱۴۸
سر صف شاهان عادل در بر معبود باد
۱۴۹
چون همه قصدش به سوی حرمت دینست و بس
۱۵۰
حفظ یزدان قاصد و جان و تنش مقصود باد
۱۵۱
هرزمان کارد ملک محمود برتختش سجود
۱۵۲
جان یک عالم فدای ساجد و مسجود باد
۱۵۳
زین همه مولود و والد کز نتاج آدمند
۱۵۴
آن نکوتر والد و این بهترین مولود باد
۱۵۵
چون بود روز ولادت با ولیعهدی یکی
۱۵۶
مر ملک محمود را کش ملک نامحدود باد
۱۵۷
از پی تاریخ سال هردو قاآنی نگاشت
۱۵۸
ناصرالدین را نشاط جسم و جان محمود باد
۱۵۹
عاقبت محمود بادا ناصرالدین شاه را
۱۶۰
کز ملک محمود زیب افزود تاج و گاه را