زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۳۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از دل این شعله چو داغ صنم افروخته ایم
۲
آتش بتکده را در حرم افروخته ایم
۳
شب غم تا به عدم راه برد دلبر کام
۴
آتشی راه به راه عدم افروخته ایم
۵
موسی آرید به این دیر که ارباب نظر
۶
آتش طور ز روی صنم افروخته ایم
۷
سجدهٔ برهمن این جا نه حرام است، بیا
۸
که صد آتشکده در کنج غم افروخته ایم
۹
ما ملامت زدگانیم که در گوشهٔ غم
۱۰
آتش دل همه از داغ هم افروخته ایم
۱۱
کی بر اهل کرم روی طلب زرد کنیم
۱۲
ما که از جرعهٔ جام کرم افروخته ایم
۱۳
گشته ایم از سخن پیر مغان روشن دل
۱۴
به فروغ نفسش جام جم افروخته ایم
۱۵
ما به هر غمکده، عرفی، که گذر داشته ایم
۱۶
شمع مقصود ز یمن قدم افروخته ایم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.