زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۴۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چند از این ششدر غم فال گشادی بزنیم
۲
به کمان آمده عنقا که مرادی بزنیم
۳
چند از این شیشه بگیریم و بریزیم به کام
۴
یک دو جامی به کف خویش نژادی بزنیم
۵
در نیارد که دمی غاشیهٔ غم نکند
۶
سر دهیم این دل و با یک دل شادی بزنیم
۷
بر دل صد ورق از یاس ببندیم گره
۸
بگشاییم دل و فال مرادی بزنیم
۹
عرفی از مردهٔ آلوده پریشان شده ایم
۱۰
دست در دامن پاکیزاده نهادی بزنیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.