زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به سهو ار توبه از می کردم و دیر مغان بستم
۲
کسی کو بازم آرد بر سر خم از جهان رستم
۳
به فتراکم ببندد عشق و گوید دست و پا کم زن
۴
که من بسیار از این صید زبون در خاک و خون کشتم
۵
ردای عافیت بس خام باف است، آتشی در زن
۶
که من زین پنبه عمری رشنه و زنار می رشتم
۷
سراسر کامم و در چشمهٔ لذت فرو رفتم
۸
سراسر ریشم و در پنبهٔ الماس آعشتم
۹
نه طوبی داشت سرسبزی ، نه کوثر داشت نمناکی
۱۰
که من دز شعله زار سینه تخم ناله می کشتم
۱۱
تماشای جمال حور و غلمانم کجا باشد
۱۲
مرا آیینه ای باید که بینم تا چه حد زشتم
۱۳
به گوشم کاتب اعمال گوید عرفی انصافی
۱۴
که ننوشتم ثوابی، در گنه صد لوح شستم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.