زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۵۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از شش جهتم شکوه زند موج خموشم
۲
در زهر زنم غوطه و سرچشمهٔ نوشم
۳
سر تا به قدم عیبم و از دوستی خویش
۴
عیبی نشناسم کزان پرده نپوشم
۵
بر خلق نخواهم که زنم ناصیهٔ خویش
۶
تا جمله بدانند که من بیهده کوشم
۷
تزویر خرم بهر دو عالم به وکالت
۸
هر گاه که در کوی ریا زهد فروشم
۹
تا فتنهٔ فردای قیامت نشناسی
۱۰
این مغبچه امروز ببین بر سر دوشم
۱۱
از دردکشان شو که من غمزده، عرفی
۱۲
تا بودم از آن جمع نه غم بود نه هوشم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.