زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۵۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز بی دردی به امید اجل در عشق مرهونم
۲
نه شرم از قتل فرهادم نه از ننگ از مرگ مجنونم
۳
وبال از هوش دان است، از خردگر همچنین خیزد
۴
همان بهتر که ساقی در شراب انداز مجنونم
۵
فغان العطش ناگه به گوش خضر ره یابد
۶
بیا ای عشق و بنما ره به سوی چشمهٔ خونم
۷
که در بیرون گلخن بلبلی را در قفس دارد
۸
که فریاد وی از عشق، آتشی افروزد به بیرونم
۹
وگر در سایهٔ طوبی برد خوابم، محال است این
۱۰
که غم های تو بر بالین بتازد صد شبیخونم
۱۱
منم کز حرص تاراج متاع درد و غم، عرفی
۱۲
گهی در آستین دست و گهی در جیب گردانم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.