غزل شمارهٔ ۴۵۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صد پردهٔ تصور باطل شکافتیم
۲
تا اندکی معادلهٔ دل شکافتیم
۳
نوری نداشت غمکده، حسن از دریچه تافت
۴
روزن به آن دریجه مقابل شکافتیم
۵
آن کشته ایم کز اثر نوحه های خویش
۶
صد بار جامه در بر قاتل شکافتیم
۷
در جست و جوی لذت زخم نهان تو
۸
هر موی کشته گان تو را دل شکافتیم
۹
بهر فسون درد تو از گوشهٔ لحد
۱۰
صد ره به چاه جادوی بابل شکافتیم
۱۱
عرفی خجل نشین که معمای آرزو
۱۲
آخر به نام مطلب باطل شکافتیم
