غزل شمارهٔ ۴۵۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خوش آن جهان چو من از داغ دل کباب شوم
۲
زمانه را کنم آباد اگر خراب شوم
۳
بر آن شدم که چنان آتشی برافروزم
۴
که در میانهٔ آن تا ابد کباب شوم
۵
دهان شیشه گشاد است، عشق نزدیک است
۶
که بی نیاز ز کیفیت شراب شوم
۷
چنان ز عشق مهیای تربیت شده ام
۸
که گر ز ذره نظر یابم آفتاب شوم
۹
رسم به مقصد و عمداٌ نایستم از ننگ
۱۰
به هر طرف، چو همت، گران-رکاب شوم
۱۱
چنان که همت عرفی سبک عنان کرده است
۱۲
به گرد او نرسم گر همه شتاب شوم
