زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم
۲
خانه در کوچهٔ الماس فروشان دارم
۳
کی مسلمان کندم صحبت اصحاب کرم
۴
که در آن زمره بسی حلقه به گوشان دارم
۵
آتش پنبهٔ گوش دگرانم کامروز
۶
گوش را مزرعهٔ پنبه فروشان دارم
۷
صحبت عمر فرومایه ملولم دارد
۸
میل همدوشی تابوت به دوشان دارم
۹
واعظا در گذر از قافلهٔ من که متاع
۱۰
همه گوش است ولی نذر خموشان دارم
۱۱
عرفی امروز به کاشانهٔ من باش که باز
۱۲
گله ای از دل بی شرم خروشان دارم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.