غزل شمارهٔ ۴۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
۲
مست است، این ترانه به گوشش نمی زنم
۳
این بس جزای طعنهٔ زاهد که هیچ گاه
۴
قول شرابخانه به گوشش نمی زنم
۵
عهدش نماند کاین دو جهان گشت باز رمز
۶
بی مهری زمانه به گوشش نمی زنم
۷
گل گوش جان گشوده و با بلبلان باغ
۸
یک بانگ بلبلانه به گوشش نمی زنم
۹
عرفی به نغمه گوش بیالوده و ما هنوز
۱۰
از ناله تازیانه به گوشش نمی زنم
