زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم
۲
مست است، این ترانه به گوشش نمی زنم
۳
این بس جزای طعنهٔ زاهد که هیچ گاه
۴
قول شرابخانه به گوشش نمی زنم
۵
عهدش نماند کاین دو جهان گشت باز رمز
۶
بی مهری زمانه به گوشش نمی زنم
۷
گل گوش جان گشوده و با بلبلان باغ
۸
یک بانگ بلبلانه به گوشش نمی زنم
۹
عرفی به نغمه گوش بیالوده و ما هنوز
۱۰
از ناله تازیانه به گوشش نمی زنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.