زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۴۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر چند بی غمانه به مسکن فتاده ایم
۲
زنجیر صد کرشمه به گردن فتاده ایم
۳
در نعمت اوفتاده و شکری نمی کنیم
۴
بس ناشکفته گل در گلشن فتاده ایم
۵
خوشدل به نور شمع شبستنانت از برون
۶
شب ها به خاک دیده به روزن فتاده ایم
۷
گرد حریم دیرم و در دیده ام کشند
۸
تا از کدام گوشهٔ دامن فتاده ایم
۹
از قسمت ازل نکنی شکوه، هان ، خموش
۱۰
ما شاخ طوبی ایم که به گلخن فتاده ایم
۱۱
مفکن به خاکم ار ثمر نارسم، به خشم
۱۲
کز شاخ نخل وادی ایمن فتاده ایم
۱۳
در بزم عیش عرفی اگر روز ساکنم
۱۴
شب تا سحر به حلقهٔ شیون فتاده ایم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.