زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عرفی · غزلها

غزل شمارهٔ ۵۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در آتش آمدیم و فعانی نداشتیم
۲
بودیم شمع شوق و زبانی نداشتیم
۳
صد شیوه یافتیم ز معشوق روز وصل
۴
وز بهر نیم شیوه بیانی نداشتیم
۵
صد ره به دیر و کعبه قدم رفت و هیچ گاه
۶
دستی نیافتیم و عنانی نداشتیم
۷
در شیشه کاو کاو بسی عرض کرد، لیک
۸
در شیشه ناشکسته فغانی نداشتیم
۹
دایم زدیم غوطه در آتش برای خلق
۱۰
در هیچ کس به مهر گمانی نداشتیم
۱۱
میلی نداشتیم به سودای کس، ولی
۱۲
در هیچ شهر نرخ گرانی نداشتیم
۱۳
عرفی بنافت پنجهٔ ما جور بخت پیر
۱۴
شکر خدا که بخت جوانی نداشتیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.