غزل شمارهٔ ۵۱۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باز می خواهم که شوخ دل ربایی خوش کنم
۲
وز برای چهره سودن، خاک پایی خوش کنم
۳
باز می خواهم که چون بلبل ز شوق نو گلی
۴
از ترنم های درد افزا نوایی خوش کنم
۵
باز می خواهم که دل در دست و جان در آستین
۶
در میان دلبران افتم، بلایی خوش کنم
۷
باز می خواهم که بنشینم به راه وعده ای
۸
خاطر خود را به هر آواز پایی خوش کنم
۹
باز می خواهم که در راه وفا یک دل شوم
۱۰
تا به کی هر دم دل خود را ز جایی خوش کنم
۱۱
باز می خواهم که بر خیزم ز بزم عافیت
۱۲
همچو عرفی گوشهٔ محنت سرایی خوش کنم
