شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چیست عالم شبنمی از نهر ما
۲
کیست آدم عارفی در شهر ما
۳
هرکجا بکری است در دار وجود
۴
از سر مهر آمده در مهر ما
۵
دهر جز نقش خیالی بیش نیست
۶
بگذر از دهر و طلب کن دهر ما
۷
عقل زهر است ای پسر با زهر عشق
۸
زهر بگذار و بجو پازهر ما
۹
رحمت ما بر غضب پیشی گرفت
۱۰
لطف ما مستور کرده قهر ما
۱۱
غیر ما در نهر ما دیگر مجو
۱۲
خود کجا غیری بود در نهر ما
۱۳
نعمت الله نعمتی دارد تمام
۱۴
جمع کرده این همه از بهر ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.