شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مشک چه بود شمه ای از موی ما
۲
چیست عنبر والهٔ گیسوی ما
۳
آب چشم ما به هر سو می رود
۴
هم ز چشم ماست آب روی ما
۵
صبحدم باد صباخوشبو بود
۶
می برد گردی ز خاک کوی ما
۷
تا قبول حضرت سلطان شدیم
۸
شاه ترکستان بود هندوی ما
۹
غرق دریائیم اگر تو تشنه ای
۱۰
آب می جوئی قدم نه سوی ما
۱۱
عود دل در مجمر سینه بسوخت
۱۲
بزم ما خوشبو شده از بوی ما
۱۳
عاقلان را گفتگوئی دیگر است
۱۴
قول عشاقست گفتگوی ما
۱۵
عید قربانست طوئی میکنیم
۱۶
جانها قربان شده در طوی ما
۱۷
سیدیم و عاشقان را بنده ایم
۱۸
لاجرم عالم بود آن جوی ما

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.