غزل شمارهٔ ۷۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دردمندانیم و مانده بی دوا
۲
همدم و همدرد ما هم درد ما
۳
غرق در دریای بی پایان شدیم
۴
غیر ما دیگر نباشد آشنا
۵
آبرو جوئی بیا از ما بجو
۶
تا بیابی آبروی ما ز ما
۷
رو فنا شو تا بقا یابی ز عشق
۸
بینوا شو تا ازو یابی نوا
۹
بر در میخانه مست افتاده ایم
۱۰
بی حجاب و فارغ از هر دو سرا
۱۱
از وجود و از عدم آسوده ایم
۱۲
باز رسته از فنا و از بقا
۱۳
رند و سرمستیم در کوی مغان
۱۴
نعمت الله گر همی جوئی بیا