شاه نعمت‌الله ولی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما
۲
به عین ما نظر می کن ببین ما را درین دریا
۳
اگر موج است اگر قطره به عین ما همه آبست
۴
اگر تو آبرو جوئی بجو از آبروی ما
۵
بهشت جاودان ما سرابستان میخانه
۶
هوای جنت ار داری درآ در جنت الماوی
۷
به نور آفتاب او همه عالم منور شد
۸
نگر در ذرهٔ روشن که خورشیدیست مه سیما
۹
اگر گوئی کرم فرما مرا نامی نشانی ده
۱۰
نشان و نام را بگذار و می جو جای آن بیجا
۱۱
بلا بالا گرفت امروز از آن بالا که می دانی
۱۲
چه خوش باشد بلای ما اگر باشد از آن بالا
۱۳
حریف نعمت الله شو که یار رند سرمست است
۱۴
به نور او نظر می کن ببین یکتای بی همتا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.