غزل شمارهٔ ۱۰۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چیست عالم سایه و آن آفتاب
۲
تن بود چون سایه و جان آفتاب
۳
نور عالم شمس دینش خوانده اند
۴
سِر این دریاب و می خوان آفتاب
۵
از برای نزل و بزم عاشقان
۶
جام زرین است بر خوان آفتاب
۷
آفتاب حسن او عالم گرفت
۸
تا قیامت باد تابان آفتاب
۹
نور روی نعمت الله دیده ام
۱۰
می نماید در نظر آن آفتاب