غزل شمارهٔ ۱۱۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آفتابی ز ماه بسته نقاب
۲
کرده در گوش درهای خوشاب
۳
چشم عالم به نور او روشن
۴
سخنی نازک است خوش دریاب
۵
نقش رویش خیال می بندم
۶
که به بیداری و گهی در خواب
۷
می خُمخانهٔ حدوث و قدم
۸
نوش می کن به شادی احباب
۹
نور آن ماهرو که می بینی
۱۰
آفتابست نام او مهتاب
۱۱
سر موئی ز سِر او گفتم
۱۲
سر زلفش از آن شده در تاب
۱۳
نعمت الله حجاب را برداشت
۱۴
چون حجاب است در میان اسباب