غزل شمارهٔ ۱۸۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
موج بحریم و عین ما دریاست
۲
بحر می داند آنکه او از ماست
۳
جام و می ساقیم به هم آمیخت
۴
مجلس عاشقانه ای آراست
۵
صورت و معنئی به هم پیوست
۶
عالمی از میانه خوش برخاست
۷
سخن ما زر است و مروارید
۸
هر که در گوش می کند زیباست
۹
چشم ما نور او به او بیند
۱۰
دیدهٔ ما به نور او بیناست
۱۱
در جهان آن اوست این عجبست
۱۲
که خداوند از این و آن یکتاست
۱۳
جام گیتی نما به دست آور
۱۴
که درو نعمت اللهم پیداست