غزل شمارهٔ ۲۰۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نعمة الله در شراب افتاده است
۲
سر به پای خم می بنهاده است
۳
در خرابات مغان بزمی نهاد
۴
خوش در میخانه را بگشاده است
۵
در صدف دُر یتیمی یافتم
۶
گوهر اصلی است نه بیجاده است
۷
ما خراباتی و رند و عاشقیم
۸
چون توان کردن چنین افتاده است
۹
آب چشم ما به هر سو رو نهاد
۱۰
عزتش دارید مردم زاده است
۱۱
بندهٔ جانی و جانانیم ما
۱۲
جان ما از بندگی آزاده است
۱۳
سید ما رهنمای عارفیست
۱۴
در طریق عاشقی بر جاده است